دیپلماسی عمومی همانا تلاشهای یک دولت برای اطلاعرسانی،ایجاد درک متقابل، و نیز تاثیر بر افکار عمومی ملت های دیگر می باشد. این تلاشها عبارتند از: تبادلات علمی-دانشجوی، فرهنگی، ورزشی، بکارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی، و اینترنتی، خدمترسانی، و در نهایت، انتشارات. 

 نیکلاس کال، تاریخچه استفاده از این اصطلاح را به ادموند گولیون، در سال 1965، نسبت می دهد. گرچه این اصطلاح قبل از آن نیز چندبار در محافل اروپایی و آمریکایی بکار برده شده، اما استفاده امروزی از آن را باید به گولیون نسبت داد. از آن پس اکثر فعالیتهای فرهنگی کشورهای اروپایی و امریکایی که در خارج از مرزهای آنان صورت می گرفت به تحت این عنوان معرفی شدند. 

دیپلماسی عمومی، از لحاظ نظری، وامدار رشته هایی همچون روابط بین الملل، ارتباطات، روابط عمومی، و نیز بازاریابی است. و به طور جزیی تر هر کدام از فعالیتهای مربوطه تحت تاثیر نظریه های مربوطه خود هستند. بعنوان مثال، تبادلات دانشجویی، تحت تاثیر نظریه های آموزشی، و بکارگیری رسانه های صوتی و تصویری تحت تاثیر نظریه های ارتباطات هستند. 

با اینکه تمامی کشورها، از گذشته تا کنون، هر کدام به نوعی در امر دیپلماسی عمومی دخیل بوده اند، اما کشورهای فعال امروزی در زمینه دیپلماسی عمومی نیز عبارتند از: آمریکا، انگلستان، آلمان، فرانسه، چین، کره، استرالیا، ایران، قطر، و ... .

ابزارهای دیپلماسی عمومی:

دیپلماسی عمومی که هدف غایی آن تاثیرگذاری بر افکار عمومی ملتهای هدف است از روشها و ابزارهای مختلفی بهره می برد:

1- رسانه های صوتی و تصویری و اینترنتی: کشورهای مختلف از ابتدای پیدایش تکنولوژیِ مربوطه از رسانه های صوتی و تصویری برای نفوذ بر افکار ملتها بهره برده اند. اولین آنها بریتانیا می باشد که در دهه بیست از قرن بیستم رادیو بی بی سی را راه اندازی کرده و پس از اندکی نیز بخش تصویری آن فعال گردید. بی بی سی نقش بسزایی را در تبیین سیاستهای دولت انگلستان ایفا کرده است و امروز به بیش از 33 زبان دنیا برنامه پخش می کند. از نمونه های دیگر این ابزار رسانه ای می توان به "صدای آمریکا" اشاره کرد که پس از بی بی سی، رتبه دوم مخاطب را دارا می باشد. شبکه های فرانس 24، دویچه وله، الجزیره، پرس تی وی، و العربیه نیز نمونه های دیگر رسانه های تصویری در بخش دیپلماسی عمومی هستند. در زمینه اینترنت هم وبسایتهایی مانند America.gov و بخش های اینترنتی اکثر رسانه های معروف دنیا قابل تامل هستند. 

2- تبادلات دانشجویی و علمی: از دیگر ابزار های دیپلماسی عمومی همانا تبادلات علمی است. دانشجویانی برای ادامه تحصیل در رشته های علوم انسانی و سایر به کشور میزبان دعوت شده و پس از زندگی در جامعه میزبان، آشنایی با فرهنگ و سیاست آنان، و نیز برقراری ارتباطات صمیمانه با اطرافیان به کشور خویش بازمی گردند. بدون شک این دانشجویان در ادامه زندگی خود و فعالیتهای آینده خویش خود را مدیون آموزشهای دریافتی در کشور میزبان دانسته و چهارچوب فکری جامعه آنان را می پذیرند. 

3- انتشارات و کتابخانه ها: اکثر کشورها برای شناساندن فرهنگ، سیاست، و اجتماع خود از ابزار سنتی انتشارات و کتابخانه ها بهره برده اند. کشور آمریکا، بعنوان مثال، با ایجاد کتابخانه ها و کتابفروشی های خاص در کشورهای مختلف به انتشار و توزیع نشریات، کتب، و روزنامه هایی می پردازد که نمایانگر فرهنگ و سیاست آمریکایی می باشند. در مثالی دیگر، رایزنی های فرهنگی ایران، در کنار برگزاری همایش ها و سخنرانیها، به انتشار کتب و جزوات آشنایی با فرهنگ و تاریخ ایرانی به زبانهای مقصد می پردازد. 

4- ورزش: ورزش نیز زمانی که از رویکرد دوستانه بدان نگاه شود می تواند باعث نزدیکی میان ملتها و ایجاد اعتماد و آشنایی شود. بازی پینگ پنگ آمریکا-چین، هر چند سمبولیک، باعث شد پس از آن روابط دو کشور بهبود یابد.

5- خدمترسانی: بعضا" کمکرسانی به ملتهای دیگر باعث بهبود چهره یک کشور در عرصه بین الملل می شود. کمکرسانی آمریکا به زلزله زدگان هایتی، کمکرسانی ژاپن به زلزله زدگان ایرانی، خدمترسانی ایران به آوارگان فلسطینی و لبنانی، همه نمونه هایی از خدمترسانی هستند که باعث متعالی نشان دادن یک ملت در اذهان عمومی می شوند.

6- تبادلات فرهنگی: برپایی نمایشگاههای فرهنگی در زمینه مردم شناسی، تئاتر، سینما، نقاشی، و نیز تعامل هنرمندان کشورها با یکدیگر باعث ایجاد درک و شناخت متقابل می شود.